سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

39

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

حالت ، وپر ظاهر است كه اين حالت را قياس بر جنون نتوان كرد كه در جنون أولا اختلال در قواى مدركه روح به هم مىرسد وراسخ ومستمر مىباشد ، به خلاف اين حالت كه در روح أصلا اختلال نمىباشد ، بلكه آلات بدني به سبب استيلاى مخالف وتوجه روح به دفع آن در حكم روح نمىماند ، ولهذا اين حالت استمرار ورسوخ ندارد ، پس اين حالت مثل نوم است كه أنبيا را نيز لاحق مىگردد ، واز حالت يقظه تفاوت بسيار دارد ، نهايت آنكه در خواب نيز دل اين بزرگان آگاه وخبردار مىباشد ، ومع هذا احكام نوم در أموري كه متعلق به جوارح وچشم وگوش مىباشد ، تأثير مىكند وفوت نماز وبي خبري از خروج وقت آن طارئ مىگردد ، چنانچه در “ كافى “ كلينى در خبر ليلة التعريس مذكور است ( 1 ) . وهمچنين ‹ 362 › سهو ونسيان در نماز ايشان را لاحق مىشود ، چنانچه اماميه در كتب صحيحه خود از أنبيا وأئمة وقوع سهو را روايت كرده‌اند . وچون در اين قصه به وجوه بسيار از جناب پيغمبر خلاف عادت به ظهور رسيده - چنانچه سابق مفصل نوشته شد - اگر بعضي حاضرين را توهم پيدا شده باشد كه مبادا از جنس اختلاط كلام است كه در اين امراض رو مىدهد ، بعيد نيست ، ومحل طعن وتشنيع نمىتواند شد ، على الخصوص كه شدت درد سر والتهاب حمى در آن وقت بر آن جناب رو كرده بود .

--> 1 . كافى 3 / 294 حديث 8 - 9 .